تبليغاتX
I protest ...so I am - لباس پادشاه!
۱)متابولیک را دیدم...حدودا یک ساعت...۲۱ اپیزود از ۲۱ داستان مختلف...جز نمایشهای تجربی بود که یافتن یک خط روایی و داستانی منسجم در آن چه برای مخاطب خاص و چه عام بسیار سخت و یا غیر ممکن بود.چون صدای بازیگران از قبل ضبط و در هنگام اجراء پخش میشد توانایی چندانی در ازتباط با مخاطب نداشت.اما موزیک و نور متفاوتی داشت که توجهم را جلب کرد.تنها نکته ی مثبتش همین بود . دیگر هیچ...در آخر وقتی از یکی از بازیگران هدف کارگردان(آتیلا پسیانی) را پرسیدم .و اینکه قرار بود چه مفهومی القاء شود گفت(به خدا خودمم نمیدونم!!!)اما همه ی مردم قیافه ی فیلسوفانه و خردمندانه ای به خود گرفته بودند و وانمود میکردند که (عجب کار فوقالعاده ای بود...قرار نبود اصلا مفهومی القا بشه که...اصلا قرار بود هیچی نفهمیم بلی..فقط قرار بود از هر اپیزود یه حس بگیری همین)یاد لباس پادشاه افتادم!!

 بی ربط:رنگین کمون  برگهای افرا تو پاییز بی نظیره.

پ.ن:به شانه ام زدی

تا تنهاییم را تکانده باشی

به چه دل خوش کرده ای

تکاندن برف از شانه ی آدم برفی!

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 20:41 توسط سرگشته |