تبليغاتX
I protest ...so I am

این روزها مشغول خواندن نظریه ی زایشی- گشتاری هستم.این نظریه که توسط چامسکی بیان شده انقلابی عظیم در زبان شناسی به پا کرد.پروفسور نوآم چامسکی فیلسوف انارشیست...زبان شناس...نظریه پرداز و فعال سیاسی امریکایی است.او به طرز شگفت انگیزی تقریبا در هر زمینه ای دستی بر اتش دارد.و میتوان او را یکی از 10 متفکرین برتر دنیا در هر حوزه ای خواند.در ستایش و شگفت انگیز بودن او همان بس که به جای متفکر ...دانشمند ..فیلسوف یا هر عنوان علمی دیگر به او جانور علمی میگویند!نظریه ی گشتاوری که تلفیق زبان و ریاضی است...ریشه ی مشترکی را برای تمامی زبانها قائل است .و چون قوانین ریاضی در آن اعمال شده استثنا ندارد این دستور در تمامی زبانهای دنیا (حتی بابانکی سرخ پوستی)اعمال شده!چامسکی معتقد است اصول و خصوصیات زبان در انسان کاملا ذاتی و برنامه ریزی شده است و محیط پیرامون تنها محرکی برای بالفعل کردن این دانش ذاتیست!یعنی کودک مجموعه ی محدودی از اطلاعات زبانی را از محیط پیرامون میگیرد و ترکیبات جدیدی میسازد.این در حالیست که نظری پردازان پیشین به اکتسابی بودن زبان اعتقاد داشتند!به ذاتی بودن زبان در قران هم تاکید شده به ایه ی (خلق الانسان علمه البیان)توجه کنید حتی یک (واو)هم بین دو جمله نیست گویی خلقت انسان همراه با دانش گفتار بوده نه جدا از هم...به این معنی که خداوند ابتدا انسان را نیافریده که بعد بیان را به او بیاموزد که این هر دو در کنار هم..با هم و به موازات یکدیگر رخ داده!!و چامسکی این متفکر عجیب یهودی متوجه این مطلب شده!اگرچه چامسکی خود یک آمریکایی است اما از او به عنوان یکی از بزرگترین منتقدین سیاست های امریکایی یاد میشود.چامسکی در باب هولوکاست نقد های بسیاری نوشته و با تمامی روسای جمهور امریکا مخالفت کرده.شاید همین موضوع دلیل محروم ماندن مرموز او از جایزه ی نوبل بوده!

*اینجا همه نگران متوقف کردن تروریست هستند.خوب!یک راه ساده وجود دارد.از شرکت کردن در آن بپرهیزید!(چامسکی)

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1387ساعت 12:12 توسط سرگشته |

جا مانده است

چیزی جایی

که هیچ گاه دیگر

هیچ چیز

جایش را پر نخواهد کرد

نه موهای سیاه

و نه...دندانهای سپید

حسین پناهی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 11:44 توسط سرگشته |

این یک قانون جبری است انقلاب همیشه فرزندان راستین و صدیق خود را میخورد و دست بزرگترین دشمنان خود میافتد انقلاب  ایران هم از این قاعده مستثنا نبوده!شاید دلیل بی مهری و کم اهمیتی به جنگ هشت ساله ی ایران توسط مردمش همین است..که جنگ را زاییده یا ادامه ی همین انقلابی میدانند که نوسط دشمنانش اداره میشود...هر سال که میگذرد بحث شهید و شهادت مندرس تر و بی اهمیت تر میشود...اینکه در یک لحظه ی حساس تاریخ که سرنوشت ملتی تعیین میشود...عده ای متعهد به حق و عدالت و ازادگی خود را قربانی میکنند و مرگ با عزت را به زندگی با ذلت ترجیح میدهند این روزها دیگر برای کسی رنگی ندارد!خون شهید دست اویز عده ای فرو مایه است و چشم مردم هم متاسفانه  به دهان چند به اصطلاح روشنفکر خود فروخته!...دوستی میگفت در یکی از دانشگاههای روسیه بودم...یکی از سربازان بازمانده از  جنگ جهانی دوم  در حال سخنرانی بود صدها نفر در سالن اجتماعات سراپا گوش بودند...بعد از اتمام سخنرانی عده ی زیادی از دانشجویان برای او گل بردند او را بوسیدند حتی از او امضا و دست نوشت گرفتند طوری با او رفتار میکردند که گویی پیامبر قوشان است!...نزدیک تر رفتم  و از او پرسیدم چه مدت برای کشورش در جبهه ها  جنگیده در حالیکه سرش را  بالا گرفته بود  با افتخار گفت :یک روز!سال پیش همین روزها بود مردی که یک دست و یک پا و یک چشمش را برای راحتی و اسایش هموطنانش هبه کرده بود ...در سالن اجتماعات دانشکده ما بود ..افراد حاضر به زحمت به ۳۰ نفر میرسیدند که شاید بیشترشان همان پرسنل دانشگاه بودند که به اجبار حاضر بودند...او گویی آشنا بود با این بی مهری قدیمی...هرگز اشکهای روشن و غم عمیق و تنهایی تلخ آن صورت مهربان را فراموش نمیکنم!                            

  خداحافظ ای هم نشین همیشه                                                                             

خداحافظ ای داغ بر دل نشسته                                    

تو تنها نمیمانی ای مانده بی من                                                           

تو را میسپارم به دلها ی خسته                                     

 

+ نوشته شده در سه شنبه نهم مهر 1387ساعت 22:3 توسط سرگشته |