تبليغاتX
I protest ...so I am

کسی که سخنی برای گفتن داشته باشد مادامی که سخن او زنده است..خود نیز زنده است.

از دین و فرهنگ رایج یک جامعه ی دینی نقادانه سخن گفتن کاری بس خطیر و مشکل است.و این کاری بود که دکتر شریعتی به عهده گرفت و به نیکی از عهده ی انجام ان بر امد.روبرو شدن با مقلدان روبرو شدن با کسانی که پیروی کورکورانه ..تعصب امیز..و عناد امیز از اندیشه های دینی دارند کاری است به غایت مشکل.و هر کس قدم در این راه نهد قطعا میداند عاقبتی نامبارک اتظارش را میکشد.اما شریعتی بر خلاف بسیاری از روشنفکران محافظه کار آن روزها دلیرانه این رسالت را پذیرفت..و توفیق او در آن بود که در روزگاری که روشنفکری غالبا در اختیار روشنفکران چپ بود توانست با استفاده از اندیشه ها ی چپ و مصادره ی آن به نفع اندیشه های دینی تفکر دینی را چنان بالنده کند و چنان مقبولیتی به آن بخشد که دینداران و جوانان متدین از دینداری خود شرمنده نباشند که سرافراز باشند و به تفکر مذهبی خود ببالند...شریعتی دردمند درد شناس بود و شجاعتی بی نظیر در مقام بیان این درد داشت.

اما ناگفته پیداست که مهم ترین کاری که دکتر شریعتی در انجام ان توفیق یافت "ایدئولوژیک" کردن دین بود .که او خود نام ان را"تدوین هندسی دین"نهاده بود.یعنی چهره ی مدونی به دین داد و میان اجزا و پاره های ان خویشاوندی افکند.انچه شریعتی از مردم میخواست اتحاد حول محور محبت بود نه نفرت!اما دریغا که پس از او اندیشه ی ایدئولوژیک کردن دین حول محور نفرت تنیده شد...که نظریه لاجرم حیات مستقلی را از صاحب نظریه در پیش میگیرند...کما اینکه مارکس به گفته ی خود مارکسیست نبود!!کار بزرگ دیگری که شریعتی در حقیقت مبتکر آن بود در آوردن شناخت و تحلیل دین از انحصار یک طبقه(روحانیون)بود و از این لحاظ باید او را پیش گام"دموکراتیک کردن فهم دینی"دانست!

و در اخر اینکه شریعتی جسد متبرک دین را بر روی میز نقد و تشریح گذاشت و جانی دوباره به ان بخشید.

متاسفانه جامعه ما امروز به شریعتی جفا میکند..زیرا ازکسی که تا سن چهل سالگی بیش از سی و چند جلد کتاب پدید اورده که در میان انها اثار ناب بسیاری میتوان دید..در طول سال شاید بیش از نیم جمله ای هم از مراکز رسمی یا صدا و سیما پخش نمیشود...

بعد از وفات تربت ما در زمین مجوی

در سینه های مردم عارف مزار ماست

پ.ن:گرچه فصل امتحانات است و فرصت بسیار قلیل...اما این پست ادای دینی بود و درس پس دادنی در محضر استاد که در سالگرد پروازش هر چند ضعیف و ناقص اما انجام شد

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 10:15 توسط سرگشته |

رئیس جمهور سیاه شاید برای بسیاری از مردم امریکا واژه ی دور از ذهنی مینمود...اما بعد ا ز پیروزی باراک حسین اوباما از رقیب هم حزبی خودش...شاید مردم امریکا باید خودشون رو برای اولین رئیس جمهور افریقایی امریکایی اماده کنن...(البته بعضی هم معتقدند که اوباما اصالتا بوشهری و شیعه است و جدش میر حسن خان اوبامایی ....از میرآبهای مشهور بوشهر بوده که در زمان قاجار از ایران رفته و معنای حقیقی اوباما  هم در حقیقت(اب با ماست)هست!!!کسانیکه این ادعا رو دارن بد نیست بدونن بسیاری از سران رژیم صهیونیستی هم ایرانی هستند و اتفاقا در همین یزد خودمونم درس خوندن..

اینکه بین مک کین و اوباما چه کسی شانس بیشتری داره همنوز مشخص نیست...کارشناسان !امریکایی معتقدند با توجه به اینکه تمام روسای جمهور امریکایی دست چپ بودن(جرالد فورد-رونالد ریگان-جرج بوش پدر-بیل کلینتون)...پیروزی اوبا ما که از اتفاق او هم دست چپه محتمل تره!!

در هر حال سیاست های اوباما از ابتدا تا به امروز بارها تغییر کرده اوبامایی که مخالف جدی با حملات نظامی و خواستار مذاکره با ایران بود وقتی فهمید بدون حمایت لابی صهیونیستی راه به جایی نداره...مثل رقیب جمهوریخواه (مک کین)ایران رو بزرگترین تهدید در خاور میانه برای اسرائیل خواند..و قول داد از هیچ تلاشی(حتی نظامی)برای حمایت از اسرائیل فروگذار نکنه....و سپاه پاسداران هم گروهکی تروریستی بیش نیست!!!!(این اظهارات میتونه نمایشی و فقط برای جلب نظر سران ایپاک باشه!!)

هر چند این اولین بار نیست که ایران توسط نامزدهای ریاست جمهوری مورد تهدید قرار گرفته...در انتخابات فرانسه هم سارکوزی و رقیبش ایران رو به شدت تهدید کردن و اون رو برای امنیت اسرائیل زیان اور دونستند...تهدید ایران در حقیقت به یک سیاست تبلیغاتی 30 ساله بدل شده...و دست اویز عده ای برای کسب قدرت!!

 

*این عکس اوباما هم  جای تامل داره!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387ساعت 23:3 توسط سرگشته |

دوستت دارم را ...

من دلاویزترین شعر جهان یافته ام                         

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل که دهی هدیه به خلق

که بری خانه ی دشمن                              

که فشانی بر دوست                                 

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست

تو هم ای خوب  من این نکته به تکرار بگو

این دلاویزترین شعر جهان را همه وقت

نه به یکبار که صد بار بگو

دوستم داری را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو...

+ نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 9:53 توسط سرگشته |