وقتی در جامعه ای مذهب به شکل یک سنت بومی و یا سنت قومی و اجتماعی مطرح است و در واقع تجلی روح جمعی و گروهی است از شکل اصلی خود که پویا و در حال حرکت است به شکل نهاد اجتماعی تغییر میابد!در این حالت هر کس که به این مذهب معتقد است از شکم مادرش(همینجور)مومن بیرون میاید و افرادی که در این جامعه خود را متشرع و مذهبی میدانند یا هیچ گونه حساسیت و تعصبی نسبت به عقاید خود ندارند و یا تعصب و حساسیتشان کاملا کورکورانه و بی پایه و اساس است.در این جامع مذهب به صورت کاملا غیر اگاهانه توسط افراد انتخاب که چه عرض کنم در واقع به انها تزریق میشود!دلیل امر هم این است که مذهب در طی دوران از شکل اصلی خود که یک ایدئولوژی یعنی عقیده ایمان جهت فکری وجهان بینی خاص است منحرف شده...مذهبی که باید در افراد تکاپو شجاعت غیرت انگیزه و تلاش تزریق کند نقشی کاملا بلعکس ایفا میکند...زمین گیر و فلج میشود...نه خود تکان میخورد و نه میتواند کسی را تکان جنبش و حرکت دهد!نمونه ی بارز ان جامعه ی پر از سستی..رخوت و بی تحرک ما...جامعه ای که در ان افراد کاملا نسبت به عقاید و اعتقاداتشان بی تفاوتند...حتی علما و اندیشمندان هم حرفی برای گفتن ندارند و به قول مولوی علمشان به جای اینکه حمالشان(حمل کننده) باشد...احمالشان(بار سنگینی بر دوش)است...شاید در طول تاریخ هیچ سالی به اندازه ی سال پیش به پیامبر اسلام توهین نشده بود..و جهان اسلام هم هیچ سالی به اندا زه ی سال پیش سست و منفعل نبود!از کاریکاتور و فیلم و سخنرانی و مصاحبه گرفته تا این کتاب اخیر نوشته ی رابرت اسپنسر نویسنده ی رادیکال امریکایی ...نام کتاب هست:
the truth about mohammad the founder of worlds most intolerant religion
خلاصه ای از کتاب را خواندم از انصاف دور نیست اگر بگویم توهین ها و تهمتهایی که به محمد بن عبدالله(ص)زده شده بود نسبت به کتاب (کورش کبیر و محمدبن ا عبدالله)کمتر بود وتقریبا تمامی مطالب با ذکر منبع بود..دروغی گفته نشده بود اما تمام حقایق هم بیان نشده بود و این باعث منحرف شدن خوانندهی غیر مطلع میشد...(به راحتی).البته سنگ به خورشید زدن کار بیهوده ایست اما من همیشه از این خاطر جمعی ابلهانه که میگویند اسلام دین خداست و خود ان را حفظ میکند متنفر بودم...جمله ای که مدتهاست علمای ما برای تبرئه ی خود به کار میبرند...اسپنسر با وجود سرما یه گذاری کلانی که برای چاپ و انتشار کتاب کرده است حاضر شده ان را به طور رایگان بین مردم توزیع کند و در مصاحبه ی اعلام کرده با وجود اینکه کاملا از خطری که از جانب مسلمین تهدیدش میکند اگاه است اما...ترجیح میدهد عمر کوتاه تری کند اما عقیده اش را بیان کرده باشد تا عمر طولانی تری بدون بیان عقیده اش داشته باشد!!!بله...این هم مرام و منش یک زندیق کافر در زندگی!!شاید اسپنسر هم انتظار پاسخی سخت تر داشت...یا بهتره بگم شاید او انتظار پاسخی داشت حداقل...
متاسفانه اسلام در جوامع اسلامی دیگر یک ایدئولوژی محرک نیست...که به یک سنت جاافتاده و کهنه و منفعل بدل شده...و برای هیچ کس هم مهم نیست!
پ.ن:میخواستم از شکوفه ها چند تا عکس بگیرم ...انقدر تعلل کردم..که دیشب باد اومد و همشون رو برد!
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387ساعت 10:18 توسط سرگشته
|